صفای چشمهای تو به دنیایی نخواهم داد
صدای دلنواز تو به دنیایی نخواهم داد
تورا من دوست میدارم نگار بی مثال من
دل عاشق نوازت را به دنیایی نخواهم داد
تو میدانی کسی چون من نخواهی یافت هرگز
کسی همچون تورا هرگز به دنیایی نخواهم داد
برای بودن با تو همه نامردمی دیدم
ولیکن ماندن با تو به دنیایی نخواهم داد
پریرویان عالم دربرم آرام می آیند
پریزادی همچون تو به دنیایی نخواهم داد
بهار عمرمن بی تو خزانی سرد راماند
زمستانها وکولاکت به دنیایی نخواهم داد
همه نوشین شرابان را به کامم تلخ میبینم
شراب بوسه های تو به دنیایی نخواهم داد
صداقت، عشق، مهربانی را زتو آموختم من
تمام گنجهایم را به دنیایی نخواهم داد
|